تبليغاتX
با من باش
با من باش



 

واسه رسيدن به تو ديگه چي كار كنم

اخه چقدر خودمو جلو تو خار كنم

اخه چندبار ديگه مي خواي دلمو بشكني

توي خوابم نميبينم كه تو ماله مني

طفلي دلم چقدر نشست پاي تو گريه كرد

اخر چی شد نصیبش تنها یه نگاه سرد

نزار تنها بمونم هميشه با گريه هام

تو رو خدا بيا و يه كاري بكن برام

دل ديونه ي منوكسي نمي تونه ببينه كه شده در به درو

دل ديونه ي منو كسي نمي تونه ببينه زد به سيم اخرو

واسه رسيدن به تو ديگه چي كار كنم

اخه چقدر خودمو جلو تو خار كنم

اخه چندبار ديگه مي خواي دلمو بشكني

توي خوابم نميبينم كه تو ماله مني

طفلي دلم چقدر نشست پاي تو گريه كرد

 اخر چی شد نصیبش تنها یه نگاه سرد

نزار تنها بمونم هميشه با گريه هام

تو رو خدا بيا و يه كاري بكن برام

به خدا اشكي نمونده دلم انگاري غروبه

همه زندگيم خزونه

دل ديونه ي منوكسي نمي تونه ببينه كه شده در به درو

دل ديونه ي منو كسي نمي تونه ببينه زد به سيم اخرو

 

 

 

نزار تنها بمونم

 

86/04/06 |

تنهايم تنها تر از هميشه.كسي نيست به فريادم برسد.تنهايي امانم را بريده است .ديگري طاقتي نمانده براي من تنها.

شبهارا ديگر به جاي با تو با يادتو سپري ميكنم .تنها مانده ام.تنها تر از هميشه.غمگين مانده ام.غمگين تر از هميشه. به فكر فرو ميروم اما به چه فكر ميكنم نمي دانم؟؟؟

فقط سياهي ميبينم

همه چيز سياه و خفه است

نفس كشيدن برايم سخت شده است

ديگر طاقتي نمانده

گويا وقت رفتن است اما چرا اينگونه؟؟؟

چرا بعد اين همه درد و رنج

سختي ها را سپري كردم يكي پس از ديگري اما....

به چه مي انديشم خودم هم نميدانم

منتظرچه هستم خودم هم نمي دانم

به چه خواهم رسيد نمي دانم

مينشينم .جعبه قرص ها را بر مي دارم .

در دستم نگاه ميدارم نگاهشان ميكنم .

مي انديشم ....چه ميكنند اين قرصها با من؟؟؟؟

ترس تمام وجودم را در بر گرفته

با خود زمزمه ميكنم : من مي توانم ، من قوي هستم ، من شهامت اين كار را دارم

بدون وقفه اولي را در دهانم مي اندازم و آب را با حرس مي خورم تا قرص را در درونم ببرد تا جايي براي برگشت نباشد

حال ديگر شروع كرده ام و بايد تا پايان كار ادامه دهم .

حال بعدي را با سرعت بيشتر از اولي فرو مي برم حال بعدي، بعدي،بعدي، بعدي، بعدي، بعدي.............

احساس بدي داشتم .احساس ميكردم ديگر جاي براي باقي قرصها ندارم .تمام تنم فرياد ميكشيد .احساس ميكردم تنم مانند بادي تكان مي خورد.

به اطرافم نگاه كردم .همه چيز در حال تكان خوردن بود.

چرا ؟؟؟؟ چه اتفاقي رخ داده بود؟؟؟

چه چيزي در انتظارم بود؟؟

ترس بيشتر از قبل وجودم را پر كرده بود .

كاري نمي توانستم انجام دهم چون قبل اينكه بخواهم انجام دهم نقش بر زمين شدم

بدنم حس هميشگي را نداشت اما چشمانم باز بود

اه ....نه.... چشمانم ....

پلكهايم براي به هم رسيدن چقدر زود بيتاب شده اند

مانند دو عاشق بيتابي مي كردند براي رسيدن به هم

چقدر قدرتمند

نمي توانستم جلوي تلاششان را بگيرم

..............................

تمام شد

همه چيز به پايان رسيد

همه چيز

زندگي،عشق،عاشق، معشوق،تپش قلب

همه چيز

من، تو، ما

اما افسوس،

افسوس كه من باز هم هستم

همچنان تنها

 خودکشی

 

86/04/05 |



من نیلو ام و این وب و درست کردم تا چیزایی که
دوسشو ن دارم و بزارم اینجا


این آدرس من : wwwniloo18@yahoo.com
اگه کاری بود می تونید میل بزنید

wwwniloo18@yaho.com

هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل اسفند 1385

یه لحظه
دوست دارم
خیانت
بی تو تنهام
بهونه های رنگا رنگ
اخرین بار
این ماله تو
گریه
نگو

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
ماجراهای من و ممد
سرديه نگاه
قطره اشک
گل عاشق
هیراد
لاهيجان
کامپیوتر
مرمر
بابک
ستاره
سخت افزار
عاشق دیوونه
عشق ماندگار
ما مال همیم
سایت دانلود
بر ترین سایت دانلود
بهترین تولید کننده رادیو کیت
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme

JavaScript Codes